تبليغاتX
یادداشت های یک آدم مجهول

یادداشت های یک آدم مجهول

بدون شرح!


در کافی شاپ فرودگاه بودیم که دست خواهرم خورد به فنجان" قهوه" و آن را برگرداند روی مانتویش. خودش را به کل " قهوه ای" کرد!

نکته: وقتی فلانی "پیپ" خود را می کشد به لباس دیگری و او را "پیپی"(پی پی!) می کند، قابل چاپ است اما وقتی بهمانی خودش را قهوه ای می کند، غیرقابل چاپ!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:19  توسط مجهول  | 


دیشب قبل از بازی آلمان ـ اسپانیا، Enrique Iglesias توی آن استادیوم بود و آهنگ خواند و چند تا خانم هم با گرمکن های پوشیده، روی سن، همراه با آهنگش نرمش(!) می کردند!
عجیب آن که بین تماشاچی ها، کلی خانم هم نشسته بودند وعجیب ترآن که آنها تیم مورد علاقه شان را تشویق هم می کردند!
خداییش دیدن این فوتبال با آن که ما از تلویزیونمان می بینیم، یکی است؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 18:3  توسط مجهول  |